پیام شما ارسال شد.
بازگشت

قاصدان سیاه

سزار وایه‌خو



  1. هفت شعر کوتاه (خوآن رامون خیمنس)
  2. دو شعر (رافائل آلبرتی)
  3. رقص فرشته‌ی کوچک (ویوله‌تا پارا)
  4. بخشی از شعر موهبات (پی‌یر پائولو پازولینی)
  5. بخشی از شعر خاکستر گرامشی (پی‌یر پائولو پازولینی)
  6. مریلین (پی‌یر پائولو پازولینی)
  7. دزدان (پی‌یر پائولو پازولینی)
  8. خلسه‌ی خاک (گلائوبه روشا)
  9. طغیان، بیا (فدریکو گارسیا لورکا)
  10. قاصدان سیاه (سزار وایه‌خو)
  11. صورت‌ات تراشیده از سنگ... (چزاره پاوزه)
  12. فلوت تیره‌ی پشت (پیش‌گفتار) (ولادیمیر مایاکوفسکی)
  13. بازگشت به هفده‌سالگی (ویوله‌تا پارا)
  14. چند پرسش (برتولت برشت)
  15. اقاقیا (نیکانور پارا)
  16. شعر گوتان از خوآن خلمان (خوآن خلمان)
  17. شبانه‌ی خوزه آسونسیون سیلوا (خوزه آسونسیون سیلوا)
  18. دو شعر از دابلیو ایچ ئودن (دابلیو ایچ ئودن)
قاصدان سیاه

در زندگی ضربه‌هایی هست بس سخت... من نمی‌دانم!
ضربه‌هایی به‌سان نفرت خدایان
که انگار در برابرشان
تمام رنج‌های عالم
آماس‌کرده در عمق روح جاری است... من نمی‌دانم!

معدود است این ضربه‌ها، اما هست...
سرسخت‌ترین چهره‌ها و تنومندترین پشت‌ها را به‌تاریکی شیار می‌زند.
شاید نریان آتیلاهای وحشی باشد این ضربه‌ها؛
یا قاصدانی سیاه که مرگ به‌سوی ما می‌فرستد.

سقوط ژرف مسیح ِجان است این‌ها
از مذهبی محبوب که سرنوشت‌اش بی‌حرمت کرده،
این ضربه‌های خونین
ترقاترق مکرر نان است
آن‌گاه که در آن ِبیرون آوردن
در دهانه‌ی تنور می‌سوزد.

و انسان.... بی‌چاره... بی‌چاره!
چنان رو برمی‌گرداند که انگار
کسی به ضربه‌ی دستی بر شانه خطاب‌اش گرفته است
چشمان مجنون‌اش را می‌دواند
و تمام زندگان تاریخ
ــ چونان برکه‌ی گناه ــ
در نگاه‌اش آماس می‌کند.
در زندگی ضربه‌هایی هست بس محکم... من نمی‌دانم!