پیام شما ارسال شد.
بازگشت

طغیان، بیا

فدریکو گارسیا لورکا



  1. هفت شعر کوتاه (خوآن رامون خیمنس)
  2. دو شعر (رافائل آلبرتی)
  3. رقص فرشته‌ی کوچک (ویوله‌تا پارا)
  4. بخشی از شعر موهبات (پی‌یر پائولو پازولینی)
  5. بخشی از شعر خاکستر گرامشی (پی‌یر پائولو پازولینی)
  6. مریلین (پی‌یر پائولو پازولینی)
  7. دزدان (پی‌یر پائولو پازولینی)
  8. خلسه‌ی خاک (گلائوبه روشا)
  9. طغیان، بیا (فدریکو گارسیا لورکا)
  10. قاصدان سیاه (سزار وایه‌خو)
  11. صورت‌ات تراشیده از سنگ... (چزاره پاوزه)
  12. فلوت تیره‌ی پشت (پیش‌گفتار) (ولادیمیر مایاکوفسکی)
  13. بازگشت به هفده‌سالگی (ویوله‌تا پارا)
  14. چند پرسش (برتولت برشت)
  15. اقاقیا (نیکانور پارا)
  16. شعر گوتان از خوآن خلمان (خوآن خلمان)
  17. شبانه‌ی خوزه آسونسیون سیلوا (خوزه آسونسیون سیلوا)
  18. دو شعر از دابلیو ایچ ئودن (دابلیو ایچ ئودن)
طغیان، بیا

«طغیان، بیا!» از ترانه‌های بسیار مشهور اسپانیایی‌زبان است که لورکا سروده و هنرمندان متعددی در زمان زندگی او و پس از مرگ‌اش آن را نواخته‌اند و خوانده‌اند. این ترانه مثل اغلب اشعار لورکا لطیف، پراحساس و ضمناً متعهدانه است و باوجود کوتاه بودن‌اش، مثل بسیاری اشعارش از چند زاویه روایت می‌شود.
در ضمن، عکس صفحه‌ی شعر را لوئیس بونوئل از لورکا گرفته است


به کاجی سبز بر رفتم
به امیدی که ببینم‌اش
ندیدم جز گردوخاک محملی
که می‌بردش

بیرون میا به دشت، کبوتر
مگر نمی‌بینی من شکارچی‌ام
تو را به تیری خواهم کشت
دل‌ام به درد خواهد آمد
قلب‌ام خواهد شکست

در خیابان سنگرها
کبوتری را کشتند
با دستان خویش گل چیدم
تاج گلی برایش ساختم.

دوران شکایت گذشت
اینک لحظه‌ی نبرد
طغیان، بیا! هنگامه کن!